شب و هوس
در انتظار خوابم و صد افسوس
خوابم به چشم باز نمي آيد
اندوهگين و غمزده مي گويم
شايد ز روي ناز نمي آيد
چون سايه گشته خواب و نمي افتد
در دام هاي روشن چشمانم
مي خواند آن نهفتة نامعلوم
در ضربه هاي نبض پريشانم
مغروق اين جواني معصومم
مغروق لحظه هاي فراموشي
مغروق اين سلام نوازشبار
در بوسه و نگاه و هم آغوشي
مي خواهمش در اين شب تنهائي
با ديدگان گمشده در ديدار
با درد, درد ساكت زيبائي
سرشار, از تمامي خود سرشار
مي خواهمش كه بفشردم بر خويش
بر خويش بفشرد من شيدا را
بر هستيم بپيچد, پيچدسخت
آن بازوان گرم و توانا را
در لابلاي گردن و موهايم
گردش كند نسيم نفس هايش
نوشد, بنوشدم كه بپيوندم
با رود تلخ خويش به دريايش
وحشي و داغ و پر عطش و لرزان
چون شعله هاي سركش بازيگر
درگيردم, به همهمه درگيرد
خاكسترم بماند در بستر
در آسمان روشن چشمانش
بينم ستاره هاي تمنا را
در بوسه هاي پر شررش جويم
لذت آتشين هوس ها را
مي خواهمش دريغا, مي خواهم
مي خواهمش به تيره, به تنهائي
مي خوانمش به گريه, به بيتابي
مي خوانمش به صبر, شكيبائي
لب تشنه مي دود نگهم هر دم
در حفره هاي شب, شبي بي پايان
او, آن پرنده, شايد مي گريد
بر بام يك ستارة سرگردان
فروغ فرخزاد
عاشقانه
اي شب از رؤياي تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
اي به روي چشم من گسترده خويش
شاديم بخشيده از اندوه بيش
همچوباراني كه شويد جسم خاك
هستيم زآلودگيها كرده پاك
اي تپش هاي تن سوزان من
آتشي در سايه مژگان من
اي ز گندمزارها سرشارتر
اي ز زرين شاخه ها پربارتر
اي در بگشوده بر خورشيدها
در هجوم ظلمت ترديدها
باتوام ديگر ز دردي بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختيم نيست
اين دل تنگ من و اين بار نور؟
هاي و هوي زندگي در قعر گور؟
اي دوچشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اينت گر كه در خود داشتم
هر كسي را تو نمي انگاشتم
درد تاريكيست در خواستن
رفتن و بيهوده خود را كاستن
سر نهادن بر سيه دل سينه ها
سينه آلودن به چرك كينه ها
در نوازش،نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن
زر نهادن در كف طرارها
گمشدن در پهنه بازارها
آه،اي با جان من آميخته
اي مرا از گور من انگيخته
چون ستاره،با دوبال زرنشان
آمده از دوردست آسمان
ازتو تنهائيم خاموشي گرفت
پيكرم بوي همآغوشي گرفت
جوي خشك سينه ام را آب تو
بستر رگهام را سيلاب تو
در جهاني اينچنين سرد و سياه
با قدمهايت قدمهايم براه
اي به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه،اي بيگانه با پيراهنم
آشناي سبزه زاران تنم
آه،اي روشن طلوع بي غروب
آفتاب سرزمينهاي جنوب
آه،آه اي از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سيراب تر
عشق ديگر نيست اين،اين خيرگيست
چلچراغي در سكوت تيرگيست
عشق چون در سينه ام بيدار شد
از طلب پا تا سرم ايثار شد
اين دگر من نيستم،من نيستم
حيف از آن عمري كه با من زيستم
اي لبانم بوسه گاه بوسه ات
خيره چشمانم به راه بوسه ات
اي تشنج هاي لذت در تنم
اي خطوط پيكرت پيراهنم
آه مي خواهم كه بشكافم ز هم
شاديم يكدم بيالايد به غم
آه مي خواهم كه برخيزم ز جاي
همچو ابري اشك ريزم هاي هاي
اين دل تنگ من و اين دود عود؟
در شبستان زخمه هاي چنگ و رود؟
اين فضاي خالي و پروازها؟
اين شب خاموش و اين آوازها؟
اي نگاهت لاي لائي سحر بار
گاهوار كودكان بيقرار
اي نفسهايت نسيم نيم خواب
شسته از من لرزه هاي اضطراب
خفته در لبخند فرداهاي من
رفته تا اعماق دنياهاي من
اي مرا با شور شعر آميخته
اين همه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختي
لاجرم شعرم به آتش سوختي
فروغ فرخزاد
زندگی پر از سواله می دونم
رسیدن به تو خیاله می دونم
تو میگی یه روزی مال من میشی
اما موندنت محاله می دونم
تو میگی شبا دعامون می کنی
چشمه ی چشات زلاله می دونم
توی آسمون سرنوشت ما
ماه کاملم هلاله می دونم
تو میگی پرنده شیم بریم هوا
غصه ی ما دو تا باله می دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم
طاقتم دیگه داره تموم می شه
صبر تو رو به زواله می دونم
اون درخت سیب آرزوهامون
پر میوه های کاله می دونم
آره میری و نمی پرسی که این
دل عاشق در چه حاله می دونم
ای کاش من خورشید بودم
روی علف ها می نشستم
با مهربانی قفل غم را
از روی در ها می شکستم
ای کاش من آلاله بودم
لاله ای خوش رنگ و زیبا
آلاله ای که دوست دارد
نجوای سرخ شاپرک را
ای کاش من احساس بودم
مفهوم سبز زنده بودن
مضمون باران بهاری
در دفتر سرخ سرودن
ای کاش من لبخند بودم
بر روی لبهای کویری
ای کاش غم را می زدودم
لز چشم نمنک اسیری
ای کاش من پرواز بودم
پرواز تا اوج رسیدن
پرواز تا اعماق رویا
نبض شقایق را شنیدن
ای کاش من مهتاب بودم
مهتاب با نوری طلایی
همدرد با مرغان عاشق
با بی دلان درد آشنایی
ای کاش من ایینه بودم
یا انعکاس نور بودم
با نقره هایم گرد غم را
از صفحه دل می زدودم
ای کاش من یک قطره بودم
یک قطره اشک پک و جاری
اشکی به روی گونه ای سرخ
یا در دل چشم انتظاری
ای کاش من یک یاس بودم
تا بیکران می رسیدم
دست پر از احساس خود را
بر قلب باران میکشیدم
ای کاش من یک قلب بودم
شب تا سحرگاه می تپیدم
آن قدر می رفتم فراتر
تا آه شب را می شنیدم
ای کاش من دیدار بودم
آن شوق نیلی رنگ دیدن
از خوشه های زرد خورشید
گل دسته های یاد چیدن
ای کاش با شعر رهایی
در قلب ها غوغا نماییم
و با ورود حضرت عشق
این کلبه را دریا نماییم
کاش نگاه سبز تو وا ميشد، تو شب سرد دنياي من
کاش نگاه سبز تو وا ميشد، تو شب سرد دنياي من
کاش نگاه سبز تو وا ميشد، تو شب سرد دنياي من
کاش نگاه سبز تو وا ميشد تو شب سرد دنياي من
با ياد تو همه لحظه ها شده پر از صداي من
بي تو با ستاره بيدارم، آرزوي گفت و گو دارم
اي صداي بي صدايي من
بي تو
بي تو با ستاره بيدارم، آرزوي گفت و گو دارم
اي صداي بي صدايي من
تو چشات غزل فراوونه، شبا آسمونا باروونه
بشنو از تب جدايي من
بشنو
تو چشات غزل فراوونه، شبا آسمونا باروونه
بشنو از تب جدايي من
کاش نگاه سبز تو وا ميشد، تو شب سرد دنياي من
کاش نگاه سبز تو وا ميشد، تو شب سرد دنياي من
کاش نگاه سبز تو وا ميشد، تو شب سرد دنياي من
توي جنگل، روي دريا، رنگ چشماي تو پيدا
تو مث کوه بلندي، کوهي از دست تمنا
حس عشقي، عشق ساده
حس کوچي، توي جاده
تو سوار اسب رويا، اما من پاي پياده
کاش نگاه سبز تو وا ميشد، تو شب سرد دنياي من
با ياد تو همه لحظه ها شده پر از صداي من
بي تو با ستاره بيدارم، آرزوي گفت و گو دارم
اي صداي بي صدايي من
بي تو
بي تو با ستاره بيدارم، آرزوي گفت و گو دارم
اي صداي بي صدايي من
تو چشات غزل فراوونه، شبا آسمونا باروونه
بشنو از تب جدايي من
بشنو
تو چشات غزل فراوونه، شبا آسمونا باروونه
بشنو از تب جدايي من
توي جنگل روي دريا، رنگ چشماي تو پيدا
تو مث کوه بلندي، کوهي از دست تمنا
حس عشقي، عشق ساده
حس کوچي، توي جاده
تو سوار اسب رويا اما من پاي پياده
__________________________
حرفي بزن تا شعر بگم واژه رو نو بر بکنم
چراغ گرم خونه رو شعله شو بيشتر بکنم
وقتي که شاپرک ميخواد خستگي شو در بکنه
حرفي بزن تا برگ گل چهارقد سر سربکنه
کجا کجا کدوم طرف بزار منم باهات بيام
بزار رها بشم روزا خورشيد و نور فقط ميخوام
بزار رها بشم روزا خورشيد و نور فقط ميخوام
دست منم بگير ببر تنها نرو تنها نشين
چادر شب جمع شده باز طلوع آفتابو ببين
يادم بده عاشق بشم قصتو از بر بکنم
خط بکشم رو سايه ها بازي رو باور بکنم
يادم بده عاشق بشم قصتو از بر بکنم
خط بکشم رو سايه ها بازي رو باور بکنم
خط بکشم رو سايه ها بازي رو باور بکنم
دست منم بگير ببر تنها نرو تنها نشين
چادر شب جمع شده باز طلوع آفتابو ببين
حرفي بزن تا بوي گل بپيچه توي دفترم
آخر شب قصه خواب بياد کنار بسترم
حرفي بزن تا بوي گل بپيچه توي دفترم
آخر شب قصه خواب بياد کنار بسترم
دست منم بگير ببر تنها نرو تنها نشين
چادر شب جمع شده باز طلوع آفتابو ببين
دست منم بگير ببر تنها نرو تنها نشين
چادر شب جمع شده باز طلوع آفتابو ببين
طلوع آفتابو ببين.
____________
آلاله من، گل لاله من
آلاله من، گل لاله من
مگه تو نمي بيني دل عاشق من
آلاله. گل لاله.... آلاله . گل لاله
آلاله من، گل لاله من
تو چرا نمي شنوي آه و ناله من
مگه تو نمي بيني دل عاشق من
پس چرا نمي شوي آلاله من
مگه تو
مگه تو نمي دوني عاشقت شدم
عاشق شيرين زبوني هات شدم
مگه تو نمي دوني توي زندگي
پايبند مهربوني هات شدم
عاشق شيرين زبوني هات شدم
آلاله من، گل لاله من
تو چرا نمي شنوي آه و ناله من
مگه تو نمي بيني دل عاشق من
پس چرا نمي شوي آلاله من
تو با چشمات منو ستاره بارون مي كني
تو با جادوي نگات داري منو افسون مي كني
تو شبهاي بي كسي تويي كه به دادم ميرسي
من فقط تو رو دارم تويي كه با من هم نفسي
جز تو ندارم هيچكسي
آلاله من، گل لاله من
تو چرا نمي شنوي آه و ناله من
مگه تو نمي بيني دل عاشق من
پس چرا نمي شوي آلاله من
__________________
حرفاي تو يه دروغه، که دلم رو ميشکنه
اما قلب من مي گه، که از تو دل نمي کنه
نم نم بارون آبي ، توي کوچه ميزنه
توي خلوت دلم ، پرنده پر نميزنه
گريه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات مي خونم، همه حرفات دروغه
دروغه، دروغه، دروغه........
خسته شدم طاقت غم ندارم
عاشقيو بايد يادت بيارم
دروغ نگو مال مني هميشه
حرفات ديگه باور من نميشه
برو ولي اينو بايد بدوني
هيشکي ديگه عاشق تو نميشه
گريه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات مي خونم، همه حرفات دروغه
دروغه، دروغه، دروغه........
فکر نکن با رفتنت ، من هميشه بي قرارم
من براي با تو بودن، حرف تازه اي ندارم
بين ما ديگه عزيزم راه برگشتي نمونده
حالا من از تو و عشقت يه عالم فاصله دارم
گريه ابرا دروغه ، قصه چشات دروغه
دارم از نگات مي خونم، همه حرفات دروغه
دروغه، دروغه، دروغه.....
___________________
تو دلم رو دزديدي همه ميگن، آره
دارم اشتباه ميکنم همه ميگن ؛ آره
تو دلم رو ميشکني همه ميگن ؛ آره
بايد از تو من بترسم همه ميگن ؛ آره
تودلم رو دزديدي همه ميگن ؛ آره
دارم اشتباه ميکنم همه ميگن ؛ آره
تو دلم رو ميشکني همه ميگن
بايد از تو من بترسم همه ميگن
بايد از تو من بترسم همه ميگن
همه ميگن که فريبم ميدي با چشماي زيبات
همه ميگن که دروغ ميگي با اون نگاه گيرات
همه ميگن عقلمو از دست دادم
همه ميگن دلمو خوش نکنم به حرفات
نه ، اما من فکر ميکنم تو منو دوسم داري
اما من فکر ميکنم تو منو دوسم داري
ميگن که تو راست نمي گي ، بگو که دروغ ميگن
ميگن که تو دروغ ميگي ، بگو که راست نمي گن
نکنه من عقلمو از دست دادم
نکنه که اشتباهه ، که دلم رو به تو دادم
اما من فکر مي کنم تو منو دوسم داري
اما من فکر مي کنم تو منو دوسم داري
همه ميگن که فريبم ميدي با چشماي زيبات
همه ميگن که دروغ ميگي با اون نگاه گيرات
همه ميگن عقلمو از دست دادم
همه ميگن دلمو خوش نکنم به حرفات
نه ، اما من فکر ميکنم تو منو دوسم داري
اما من فکر ميکنم تو منو دوسم داري
ميگن که تو راست نمي گي ، بگو که دروغ ميگن
ميگن که تو دروغ ميگي ، بگو که راست نمي گن
نکنه من عقلمو از دست دادم
نکنه که اشتباهه ، که دلم رو به تو دادم
تو دلم رو دزديدي همه ميگن، آره
دارم اشتباه ميکنم همه ميگن ؛ آره
تو دلم رو ميشکني همه ميگن
بايد از تو من بترسم همه ميگن
بايد از تو من بترسم همه ميگن_
__________________________
شبامو ازم گرفتي گرفتي خوب من
يه دفه گذاشتي رفتي تو رفتي خوب من
شبامو ازم گرفتي گرفتي خوب من
يه دفه گذاشتي رفتي تو رفتي خوب من
اگه يک روزم به عمرم بمونه گريتو در ميارم
تو تو منو نشناختي منو نشناختي خوب من
گريتو در ميارم تو منو نشناختي جيگر
ازخودت واسم يه غول مهربون ساختي جيگر
من که بازي نداشتم دلمو ساده گذاشتم
تو که اين بازي رو ساختي ميبيني باختي جيگر
ميبيني باختي جيگر
ميدونم که اشتباهه بوي عطر تو رو خواستن
باتو از معجزه گفتن
حتي از عشق شنفتن
ديگه فرصتي نداري رو سرم دروغ بباري
ديگه فرصتت نميدم واسه من ادا در اري
گريتو در ميارم چونکه دلم کاغذي بود
تو که عاشقم نبودي عشقت از بيکسي بود
توي دنياي قشنگم آروم آروم اومدي
وقتي رفتي همه دنيام دلواپسي بود
دلواپسي بود
شبامو ازم گرفتي گرفتي خوب من
يه دفه گذاشتي رفتي تو رفتي خوب من
اگه يک روزم به عمرم بمونه گريتو در ميارم
تو تو منو نشناختي منو نشناختي خوب من
گريتو در ميارم تو منو نشناختي جيگر
ازخودت واسم يه غول مهربون ساختي جيگر
من که بازي نداشتم دلمو ساده گذاشتم
تو که اين بازي رو ساختي ميبيني باختي جيگر
ميبيني باختي جيگر
ميبيني باختي جيگر
_______________
خوشحالم آخه تو برگشتي به کنارم
خوشحالم که دوباره تورو دارم لبهاتو لبهاتو دوست دارم
خوشحالم که واسه ديدن تو بي قرارم
خوشحالم يه کينه از تو ندارم لبهاتو لبهاتو دوست دارم
با عشقت عمريه سوختمو ساختم قلبم رو واسيه ناز تو باختم از اول از اول تورو شناختم تورو شناختم بارون زد اشکاي گرم منو تو نديدي آفتاب شد گرمي دستامو نفهميدي تو فصل بي عشقي طعم لبهامو تو نچشيدي
حالا که مونديو موندمو مونديم دلمو خونديو خوندمو خونديم حالا که لبريز از شورو حاليم خوشحالم خوشحالم حالا که هستيو هستمو هستيم عهدتو بستيو بستمو بستيم حالا که مثل گذشته با هميم خوشحالم خوشحالم
خوشحالم آخه تو برگشتي به کنارم
خوشحالم که دوباره تورو دارم لبهاتو لبهاتو دوست دارم
خوشحالم که واسه ديدن تو بي قرارم
خوشحالم يه کينه از تو ندارم لبهاتو لبهاتو دوست دارم
______________________________
دروغکي عاشق نشو
که عاشقي راستي مي خواد
قولو قراراي قديم
نگو که يادت نمياد
دروغکي عاشق نشو
که عاشقي راستي مي خواد
قولو قراراي قديم
نگو که يادت نمياد
نگو که يادت نمياد
نگو که اون حرفاي خوب
تمامشون يه قصه بود
طفلي دل ساده من
به پاي کي نشسته بود
به پاي کي نشسته بود
تويي که قصر قصه رو
ساختي با نيرنگو فريب
مني که اشنا شدم
با اين زمونه غريب
مني که دل به عشق تو
رو سادگي باخته بودم
چه سخته باورش ولي
عشقمو نشناخته بودم
عشقمو نشناخته بودم
بازم ميگم تا بدوني
که عاشقي راستي مي خواد
دروغ نگو که عاشقي
به رنگ چشمات نمياد
روطاق اسمون دل
سکه خورشيد مني
به شرطي که ديگه دم از
عشق دروغي نزني
عشق دروغي نزني
دروغکي عاشق نشو
که عاشقي راستي مي خواد
قولو قراراي قديم
نگو که يادت نمياد
نگو که يادت نمياد
نگو که اون حرفاي خوب
تمامشون يه قصه بود
طفلي دل ساده من
به پاي کي نشسته بود
به پاي کي نشسته بود
واسه دل خودم آپ کردم تا بعد بای ![]()
![]()
![]()
![]()
عید همتـــــــــــــــــــون مبارک![]()
sevenبا گرفته شده از وبلاگ سون که لینکم گذاشتم ناراحت نشه![]()
از تو بيزارم و از کرده خويش
من کجا واين همه رسوايي ها
دل ديوانه و شيدايي ها
من کجا واين همه اندوه کجا
غم سنگين چنان کوه کجا
من پرستوي بهاران بودم
عالمي روح و دل و جان بودم
تا تو اي عشق به دل جا کردي
سينه را خانه ي غم ها کردي
سوختي بال و پر و جانم را
آرزوهاي فراوانم را
دل من خانه رسوايي نيست
غم من نيز تماشايي نيست
کودک مکتب تو جانم سوخت
عشق من گرم دل و جانش کرد
چشمم آموخت به او مستي را
پا نهادن به سر هستي را
بافت با تار اميدم پودش
برد از ياد و نبود و بودش
بوته خشک بياباني بود
غافل از عالم انساني بود
اشک شب گشتم و آبش دادم
سنبلش کردم و تابش دادم
آنچه در جان دلم بود صفا
ريختم در دل و جان به وفا
رشته مهر به پايش بستم
تا بگيرد به محبت دستم
تا بتي ساختم از روي نياز
شد مرا مايه اميد دراز
رنگ اندوه به چشمانش بود
در محبت گرو اش جانش بود
روز او بي رخ من روز نبود
به شبش شمع شب افروز نبود
قصه مي گفت ز بيماري دل
زغم هجر و گرفتاري دل
زانکه شب تا به سحر بيدار است
باوردم شد که گرفتار دل است
بس که مي گفت بيمار دل است
عشق رويايي او فامم کرد
شور ديوانگي اش رامم کرد
پاي تا سر همه اميد شدم
شعله ور گشتم و خورشيد شدم
نرگس فتنه گرش دامم کرد
عشق او منبع الهامم شد
پر از او بودم و جادو بودم
يا نمي دانم که خود را بودم
نقش او بود همه اشعارم
خنده هايم نگهم گفتارم
خوب چون ديد گرفتار دلم
آفتي شد پي آزار دلم
قصه ي عشق فراموشش شد
کر ز گفتار دلم گوشش شد
عهد و پيمان همه از ياد ببرد
رنگ اندوه ز چشمانش رفت
لطف و پاکي ز دل و جانش رفت
شد سراپا همه تزوير و ريا
مرد در سينه او مهر و وفا
دگر او مايه اميدم نيست
آرزوي دل نوميدم نيست
آه اي عشق ز تو بيزارم
تا ابد از غم دل بيمارم
برو اي عشق ميازارم بيش
از تو بيزارم و از کرده خويش .
![]()
مریم حیدر زاده(تقدیم به عشقم![]()
![]()
)
![]()
هرگزنديدم برلبی لبخندزيبای تورا
هرگزنمی گيردكسی درقلب من جای تورا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتی که دست عزیزت یه نوازشگرخوبه وقتی که طلوع چشمات دشمن هرچی غروبه
وقتی سایهء اسمت روی لبهام خونه داره وقتی که زخم نفسهام بی تو مرهمی نداره
توبگوغیرتوکسی هست منو تنها نذاره؟ کسی هست که اگه رفتی واسه من بشه ستاره؟
راستی کی توبرمی گردی تاکه بغض من بمیره؟ کی میایی که مرغ شادی تو نگاهم پر بگیره
یه تبسم ازنگاهت واسه من تموم دنیاست وقتی چشماتو می بندی زندگی واسم معماست
بیا که هُرم نفسهات برای من نفس بیاره بیا که گریهء تلخم بشه لبخندی دوباره
بیا تا اومدنت رو پر کنم از هجرت غم بیا تا دیگه نباشه اشکی رو گونهء شبنم
شعر تازه ای نمونده که برات هدیه بیارم آخه تا اومدن تو می تونم فقط ببارم
![]()
غريبه ، خسته اي ، خاموش و سردي
شبي تلخ و عبوسي ، مثل دردي
منو با خودت ببر ، يك روز از اينجا
غريبه ، اگه فراموشم نكردي
غريبه آي غريبه آي غريبه
ببين دنيا پر از رنج و فريبه
غريبه آي غريبه آي غريبه
دلم تنگه ، غريبه آي غريبه
غريبه زندگي بي تو حرومه
كتاب خاطراتم نا تمومه
تنم سرد و دلم آشفته بي تو
نميدونم كه خوشبختي كدومه
غريبه مسكنت دشت كويره
آخه دلم داره اينجا ميميره
انگاري غافلي از اين دل من
يه روزي ميام ميبيني خيلي ديره
غريبه آي غريبه آي غريبه
ببين دنيا پر از رنج و فريبه
غريبه آي غريبه آي غريبه
دلم تنگه ، دلم تنگه غريبه
غریبه از آلبومه غریبه(فریدون)
آسمون بغضشو خالي ميكنه
آدمو حالي به حالي ميكنه
كوچهها رنگ زمستون ميگيرن
شيشهها بخار و بارون ميگيرن
آدما چتراشونو واميكنن
گريه ابرو تماشا ميكنن
نميخوان مثل درختا تر بشن
از دل قطرهها با خبر بشن
نميخوان بيهوا خيس آب بشن
(زير بارون بمونن خراب بشن)2
اما تو چترتو بستي كبوتر
زير بارونا نشستي كبوتر
رفتي و سنگا شكستن بالتو
(اومدي هيچكي نپرسيد حالتو)2
بعضيها دشمناي خوني شدن
بعضيها غول بيابوني شدن
بعضيها ميگن كه بارون كدومه
بوي نم شرشر ناودون كدومه
ديدي آسمون خراب شد سر ما
غصه شد وصله بال و پر ما
حالا تو سايه نشيني مثل من...مثل من...
حالا تو سايه نشيني مثل من
خوابهاي ابري ميبيني مثل من
چقدر اينجا ميخوري خون جگر
كبوتر عصاتو بنداز و بپر
كبوتر عصاتو بنداز و بپر
کبوتر از آلبومه غریبه(فریدون)![]()
اين آخرين ترانه لالائيست
در پاي گاهواره خواب تو
باشد که بانگ وحشي اين فرياد
پيچيد د رآسمان شباب تو
بگذار سايه من سرگردان
از سايه تو، دور و جدا باشد
روزي به هم رسيم که گر باشد
کس بين ما نه غير خدا باشد
من تکيه داده ام به دري تاريک
پيشاني فشرده زدردم را ميسايم از اميد اين در باز
انگشتهاي نازک و سردم را
![]()
گفتم مست و عاشقم ديوونه تو
هر شب خرابم گوشه مي خونه تو
گفتي ببندم عهدو با ياد تو بستم
تاج غرورم را به زير پات شکستم
گفتي که بايد عاشق و ديوونه باشم
چون ساغي هر شب مي کش مي خونه باشم
گفتي که بايد خاطرم شرط تو باشه
راه خيال خسته ام خط تو باشه
گفتي که بر ياس تنت پيرهن بدوزم
چون شاپرک باشم که از حرفت بسوزم
گفتي که دستمو بگير گفتم ميگيرم
گفتي که از عشقم بمير گفتم ميميرم
گفتم و گريه کردمو پاي تو ساختم
اين دل سر به راهو آسون به تو باختم
گفتي بمون با من بمون گفتم ميمونم
گفتي با دل تنگيم بخون
گفتم ميخونــــــــــم
چرا با اين که ميدونم خطا کرده
هنوز دلگرم اميدم که برگرده
چرا با اين که ميدونم خطا کرده
هنوز دلگرم اميدم که برگــــــرده
گفتم و گريه کردمو پاي تو ساختم
اين دل سر به راهو آسون به تو باختم
گفتي بمون با من بمون گفتم ميمونم
گفتي با دل تنگيــم بخون
گفتم ميخونــــــــــم
![]()
و حالا كسي حتي اشكهاي مرا به تماشا نمي نشيند
تو نگاهت را از من دريغ كردي
همان برايم بس بود كه زنده بمانم“
رفتنمون ،رهاييمون
درد و غم بهونمون
عاشقي پنهون نميشه
بيا بريم اينجا نمون
اجازه رفتنمون
حرفاي عاشقونمون
يه دل عاشقم داري
بيا بريم اينجا نمون
بيا بريم بيا بريم
بيا بريم اينجا نمون
بيا بريم بيا بريم
بيا بريم به شهرمون
بيا بريم بيا بريم
بيا بريم اينجا نمون
بيا بريم بيا بريم
بريم به شهر عاشقون
خونه اينجا غربته
عاشقي اينجا صحبته
بيا بريم به شهرمون
اونجا پر از محبته
غربت اينجا آشناست
عاشقي تو ديار ماست
دير نشده تو هم بيا
شهر ما شهر عاشقاست
بيا بريم بيا بريم
بيا بريم اينجا نمون
بيا بريم بيا بريم
بيا بريم به شهرمون
بيا بريم بيا بريم
بيا بريم اينجا نمون
بيا بريم بيا بريم
بريم به شهر عاشقون
از آلبومه غریبه(فریدون)![]()